• 1405/02/05 - 08:27
  • - تعداد بازدید: 37
  • - تعداد بازدید کنندگان: 30
  • زمان مطالعه: 6 دقیقه

مدیریت بحران گذرگاه راهبردی منطقه: تغییرِ هوشمندانه در قلب هرمز

تثبیت کنترل بر تنگه هرمز فراتر از یک پیروزی نظامی یا سیاسی، یک ماراتن استراتژیک در برابر زمان است. اگرچه مرحله "خروج از انجماد" در مدیریت این گذرگاه راهبردی تحقق یافته، اما سایه انتخابات آمریکا و تغییر احتمالی ساختار قدرت در واشینگتن، ضرورت عبور سریع از مرحله "تغییر" به مرحله "تثبیت" را دوچندان کرده است که در این مجال به آنها پرداخته می‌شود.

369201.mp3 مدیریت بحران گذرگاه راهبردی منطقه: تغییرِ هوشمندانه در قلب هرمز
روابط عمومی دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران؛ دکتر سید حسام سیدین، مدیر گروه سلامت در بلایا و فوریت‌ها در مصاحبه با خبرگزاری ایران پرس گفت تغییر به معنای خروج از یک وضعیت و حرکت به سوی وضعیتی دیگر و استقرار در آن است. به بیان دیگر، تغییر حرکت از یک نقطه تعادل به نقطه تعادلی تازه محسوب می‌شود. در اغلب موارد، تغییرات در سه حوزه اصلی شکل می‌گیرند:
  • نیروی انسانی: رفتارها ، نگرش ها و عادات موجود
  • ساختار: روابط قدرت، نظام ارتباطات و سازوکارهای هماهنگی 
  • فناوری: فرایندها، ابزارهاو شیوه انجام کار

ایجاد  تغییر همواره فرآیند پر زحمت، پر هزینه، پر مخاطره بوده است. هر تغییر، به‌طور طبیعی با نوعی مقاومت و احساس تهدید روبه‌رو می‌شود. این مقاومت پدیده غیرعادی  نیست، بلکه یکی از مراحل طبیعی در فرایند تغییر به شمار می‌آید . افراد اغلب در برابر تغییر مقاومت می‌کنند، زیرا شرایط موجود هر چند مطلوب و ایده ال نباشد- در مقایسه با وضعیت جدیدی که مستلزم ترک عادت و ورود به مرحله‌ای تازه است، برای آنان قابل پیش‌بینی‌تر و امن‌تر به نظر می‌رسد. تنها با شناخت موانع تغییر می‌توان بر مقاومت‌های پدید آمده در برابر آن غلبه کرد. از مهمترین محرک‌های روانی که موجب مقاومت در برابر تغییر می شوند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ترس
  • عدم قطعیت
  • احساس از دست دادن منافع و موقعیت های پیشین  

مدیریت تغییر رویکردی نظام‌مند است که به افراد و گروه‌ها  کمک می‌کند از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب حرکت کنند. در این رویکرد، دامنه تغییر می‌تواند از تحول در دانش، نگرش و رفتار فردی آغاز شود و تا تغییر در رفتار جمعی و ساختارهای گروهی گسترش یابد.

پس از طرح این مقدمه درباره مفهوم تغییر، اکنون می‌توان به مسئله مدیریت بحران در تنگه هرمز و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن پرداخت. واقعیت آن است که تبدیل شدن به یک قدرت تأثیرگذار در عرصه منطقه‌ای و جهانی، مستلزم الزامات مشخصی است و بدون اتخاذ راهبردهای سنجیده و تثبیت تغییرات ایجادشده، چنین جایگاهی پایدار نخواهد ماند.در حوزه مدیریت تغییر، یکی از الگوهای شناخته‌شده مدل سه‌مرحله‌ای"کرت لوین" است. بر اساس این مدل، هر تغییر برنامه‌ریزی‌شده در سه مرحله تحقق می‌یابد:

  • خروج  از انجماد (Unfreezing)
  • تغییر دادن (Changing)
  • انجماد مجدد(Refreezing)

در چارچوب تحلیل مدیریت تنگه هرمز می‌توان گفت که پس از دهه‌ها کشمکش ژئوپلیتیکی مرحله خروج از انجماد و آغاز تغییر که می‌توان آن را به معنای افزایش نقش مدیریتی و کنترلی در این گذرگاه راهبردی دانست، تا حدی تحقق یافته است. با این حال، دستیابی به این مرحله به معنای تثبیت و ماندگاری این وضعیت نیست.

تثبیت این تغییر یا همان مرحله "انجماد مجدد" نیازمند طی مسیری پیچیده و دشوار است، مسیری که تحقق آن در بازه‌ای کوتاه‌مدت چند روز یا حتی چند ماه امکان‌پذیر نخواهد بود. از سوی دیگر، مدیریت و تثبیت کنترل در شاهراهی که حدود بیست درصد از اقتصاد و انرژی جهان ازآن عبور می‌کند، مستلزم اتخاذ تدابیر چند لایه، هوشمندانه و برنامه‌ریزی شده است. 

در این چارچوب، مؤلفه‌هایی مانند ساختار مدیریتی مناسب، استراتژی‌های کلان، سبک رهبری، مهارت‌های راهبردی و ایجاد ارزش‌های مشترک میان ذی‌نفعان، از مهم‌ترین عناصر موفقیت در تثبیت تغییرات به شمار می‌آیند؛ عناصری که می‌توانند پایداری مدیریت در تنگه هرمز را تضمین کنند. 

نخست، با توجه به پیچیدگی‌ها و چندبخشی بودن مدیریت تنگه هرمز، در دوره‌های حساس لازم است یک ساختار موقت و متمرکز ایجاد شود؛ ساختاری که سرعت تصمیم‌گیری و هماهنگی میان نهادها را افزایش دهد، بدون آن‌که چارچوب اصلی سازمان‌های موجود دچار تغییر شود. در این زمینه، بهره‌گیری از الگوهای استاندارد مدیریت بحران مانند «سامانه مدیریت حوادث» و «سامانه فرماندهی حادثه» می‌تواند به نظم‌دهی فرماندهی، تسهیل تصمیم‌گیری و کاهش ناهماهنگی‌های عملیاتی کمک کند.

دوم، برای دستیابی به اهداف کلان، باید استراتژی‌ها بر پایه پیش‌بینی دقیق تحولات محیطی و منطقه‌ای تدوین شوند تا سیاست‌ها، برنامه‌ها، اقدامات و مسئولیت‌ها به‌طور شفاف و قابل اجرا مشخص شوند. این استراتژی‌ها باید بر اساس ویژگی‌های هر حوزه، عوامل موفقیت، نقاط قوت و ضعف و همچنین فرصت‌ها و تهدیدهای پیش‌رو در سطح ملی، چندجانبه یا بین‌المللی تنظیم شوند.

سوم، بازنگری و تقویت تمامی رویه‌ها و فرایندهای رسمی و غیررسمی، شامل دستورالعمل‌ها و پروتکل‌های اجرایی تا برنامه‌های آموزشی، ضروری است تا کارآمدی مدیریت این گذرگاه راهبردی افزایش یابد.

چهارم، سبک مدیریت و نحوه اجرای آن، به‌ویژه در میزان مشارکت کشورها و سایر بازیگران مرتبط، نقش مهمی در ایجاد هم‌افزایی و شکل‌گیری ارزش‌های جدید در سطح منطقه‌ای و جهانی دارد.

پنجم، توسعه مهارت‌ها و توانمندی‌های متمایز به‌عنوان یک مزیت رقابتی و راهبردی اهمیت ویژه‌ای دارد. مهارت‌هایی مانند ارتباطات و فناوری اطلاعات، مدیریت اجرایی، توانمندی‌های مالی و حسابداری و ارائه خدمات تخصصی در این حوزه از جمله موارد حائز اهمیت‌اند.

ششم، کنش رسانه‌ای و حقوقی هدفمند و هماهنگ در داخل و خارج از کشور، با استفاده از همه ابزارهای ارتباطی، می‌تواند به تثبیت تصویر قدرت، ثبات و کارآمدی کمک کند. در این راستا، تبیین پیامدهای انسانی اقتصادی و اجتماعی جنگ چه در داخل و چه در خارج از کشور همچنین تمرکز بر فاجعه مدرسه میناب و پیگیری مطالبات حقوقی و انسانی در افکار عمومی، بخشی از یک دیپلماسی رسانه‌ای و حقوقی مؤثر است. 

هفتم، فعال‌سازی و هماهنگ‌سازی ظرفیت سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در سراسر جهان و پیگیری یک دیپلماسی فعال برای تبیین مواضع کشور، ایجاد همراهی و ائتلاف‌سازی، و تقویت جایگاه ایران در معادلات مربوط به تنگه هرمز، از دیگر ضرورت‌های این رویکرد محسوب می‌شود. دعوت از شخصیت های مذهبی و اثرگذار در دنیا مثل پاپ به ایران استراتژی مطلوبی است.

نکته قابل‌توجه آن است که در این مسیر، مرحله «انجماد مجدد» و تثبیت تغییرات باید از طریق اجرای دقیق و هماهنگ استراتژی‌های پیش‌گفته، در کوتاه‌ترین زمان ممکن صورت گیرد. این امر از آن جهت اهمیت دارد که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده و احتمال تغییر در ساختار قدرت سیاسی این کشور، به‌ویژه در صورت پیروزی حزب دموکرات، تحولات مهمی در روابط آمریکا و اروپا و به‌تبع آن در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی قابل پیش‌بینی خواهد بود. چنین دگرگونی‌هایی می‌تواند زمینه‌ساز بازتعریف سیاست‌ها و رویکردهای مرتبط با امنیت و مدیریت منطقه تنگه هرمز شود.

نکته پایانی، از منظر الهی و معنوی، در میان همه چالش‌ها و تهدیدها، الطاف الهی و عنایت خداوند حافظ ملت ایران بوده است. حتی به نظرم آن تیری که از کنار گوش ترامپ گذشت و مغزش را خالی نکرد نیز حکمت الهی برای مردم ایران بوده است. اگرچه در این مسیر، شهدای گران‌قدری فدا شدند، اما ایستادگی و صلابت ملت ایران، باعث استواری و سربلندی کشور در برابر فشارها و فتنه‌های خارجی شد. این پایداری خود، نماد حکمت و قدرت الهی در حمایت از ملت‌هایی است که بر حق و عدالت ایستاده‌اند.

  • گروه اخبار : اخبار و اطلاعیه
  • کد خبر : 369201
:
حامد خدیوی وانقی
خبرنگار

حامد خدیوی وانقی

نظرات

0 کامنت برای این مطلب وجود دارد

کامنت

Template settings